خرید بک لینک
ظاهرش شبیه خارجی ها بود

یه روسری خیلی نازک که فقط انتهای موی سر دم اسبیش رو پوشنده بود

با یه ساپورت تنگ و.کوتاه و مانتوی جلو باز و استینایی که بجای مچ روی بازوش بود

داشت با همراهش با ناز و عشوه قدم میزد

و مردای مغازه دار خیابون هم تا جاییکه گردنشون یاریشون میکرد با نگاه های زننده بدرقش میکردن

به ابجیم گفتم هیسسس حرف نزن یه لحظه ببینم به چه زبونی حرف میزنه

گوشامو تیز کردم دیدم ای وای این که فارس هم نیست کورده

از تعجب چشام دراومد خدا این خانوم با این وضع ظاهری کورده!!!!! اعصابم خراب شده بود

ناخوداگاه ابروهام رفت تو هم

با اخم تندی گفتم مگه اینجا اروپاست چه وضعیه خانوم حجابتو درست کن تو مملکت امام زمان هستیااااااا

یهو با عصبانیت برگشت مثل لیمو عمانی صورتشو جمع کرد

با لحن خیلی تندی بهم گفت توچیکار داری به تو چه ؟

از گستاخیش جا خوردم حس کردم الان مثل گرگ بهم حمله میکنه و کتک مفصلی ازش میخورم

این بود که فرار رو بر قرار ترجیح دادم و دیگه چیزی نگفتم

اما حین فرار برگشتم دیدم الحمدلله کمی روسریش رو اورده جلوتر


بهش گفتم اخه دختر عمو الان وضع هشتاد درصد خانومای شهر اینجوریه چیکار این جماعت داری وسط خیابون امر به معروف میکنی یهو دیدی زدنت ناقصت کردن والله...

حرف گوش نمیده مطمئنم یه روز کتک میخوره.

اصلا یه وضعی شده منی که بدون ارایش میرم خیابون

خانمای بی حجاب با اخم نگام میکنن

انگاری من گناه کردم منم کم نمیارم با همون اخم جوابشونو میدم بی تربیتا


برچسبها: زنان بی حیا مردان بی غیرت

برچسب: نویسنده: نیکان حسنی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 23:02

صفحه بندی